غزل شمارهٔ 298

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نکند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هر شبی آهم حریم سدره را روشن کند
1

هر شبی آهم حریم سدره را روشن کند

شاخ طوبی را درخت وادی ایمن کند

2

شد پریشان کار من از فکر آن نامهربان

مهربانی کو که اکنون فکر کار من کند

3

شد تنش ز آسیب تار و پود پیراهن فگار

کاش کز گلبرگ تر ترتیب پیراهن کند

4

دل که از غم سوخت هم در آتش غم سر نهد

گلخنی بستر هم از خاکستر گلخن کند

5

گر نخواهد سختی حال گرفتاران خدای

نیکوان را تن چرا از سیم و دل ز آهن کند

6

گر برد بویی ز ذوق خاکسارانت ملک

ز آسمان آید فرو خاک درت مسکن کند

7

بر رخ جامی بود بی رویت از دوزخ دری

گر ز روضه خازن اندر قبر او روزن کند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور