شمارهٔ 22
Toggle stanza 1ای سر از قدر بر فلک سوده
11
ای سر از قدر بر فلک سوده
عالمی در پناهت آسوده
22
از زمین بوس سرکشان جهان
آستان تو گشته فرسوده
33
گوش سایل به جز صدای کرم
از صریر در تو نشنوده
44
هر چه پنهان ز وضع های بدیع
در خیال مهندسان بوده
55
در بنای تو صنعت استاد
همه را آشکار بنموده
66
هر که دیده فروغ شمسه تو
دیده بر آفتاب نگشوده
77
پیش نقاش تو سپهر کبود
صدفی لاجورد آلوده
88
بامت آمد ز ابر بالاتر
نیست حاجت که باشد اندوده
99
در جمال تو دولت ازلی
هر زمان چیزی دیگر افزوده
1010
وز همه بهتر آنکه موکب شاه
در تو گاهی نزول فرموده
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

