غزل شمارهٔ 206
Toggle stanza 1سودای عشقت از دو جهانم یگانه ساخت
11
سودای عشقت از دو جهانم یگانه ساخت
واندوه گاه گاه مرا جاودانه ساخت
22
شمشاد را ز زلف تو کوتاه بود دست
دستش مباد هر که ازان چوب شانه ساخت
33
از خانه کمان تو هر مرغ تیز پر
کامد درون سینه من آشیانه ساخت
44
گر ساخت شه ز خشت زر ایوان کاخ عیش
خواهیم ما به خشتی ازین آستانه ساخت
55
چون سوخت شرح سوز دلم شمع را زبان
از بهر آن زبان دگر از زبانه ساخت
66
آه چو برقم از عقب آن سوار بس
بهر سمند خویش چرا تازیانه ساخت
77
جامی شکسته بال حمامی ست کش سپهر
از جام عشق و نقل بلا آب و دانه ساخت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

