غزل شمارهٔ 350
Toggle stanza 1زان پیشتر که میکده از ما تهی شود
11
زان پیشتر که میکده از ما تهی شود
مپسند جام را که ز صهبا تهی شود
22
پر کن سبو به هر چه توان رهن باده ساخت
زان غم مخور که خانه ز کالا تهی شود
33
خوش مصرفی ست میکده کین چرخ صیرفی
هر کیسه ای که پر کند آنجا تهی شود
44
گلها شکفت فتنه خوبان باغ شو
تا یک دو روز شهر ز غوغا تهی شود
55
نتوان علاج درد تو گر خود طبیب را
صد بار حقه های مداوا تهی شود
66
زان سنگها که کوهکن از غم به سینه کوفت
کی تا به حشر دامن صحرا تهی شود
77
جامی بس است نظم تو گر زانکه گوش چرخ
از گوشواره عقد ثریا تهی شود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

