غزل شمارهٔ 54

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یدمرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مرا
1

چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مرا

که داد مژده وصل تو هر که دید مرا

2

رمیده بود دل از هوش و صبر شکر خدا

که آن رمیده به دیدارت آرمید مرا

3

فتاد مرده تنی بودم از جمال تو دور

به یک نفس لب تو روح دردمید مرا

4

کشم به دیده بسی منت از نسیم صبا

که کحل دیده ز خاک رهت کشید مرا

5

گل مراد برآورد در ریاض امید

به دل ز هجر تو خاری که می خلید مرا

6

همه ولایت عشقم بود به زیر نگین

ز قطره قطره خون کز جگر چکید مرا

7

ز عشق توبه نه مقدور من بود جامی

خدا چو بهر همین کار آفرید مرا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور