Toggle stanza 1
گل شد حریم کویت از اشک لاله گونم
1

گل شد حریم کویت از اشک لاله گونم

باشد هنوز تشنه خاک درت به خونم

2

از بار دل تن من آمد چو کوه ور نی

در موج خیز گریه مشکل بود سکونم

3

زد از حباب خیمه گرد من آب دیده

من با تن کم از مو آن خیمه را ستونم

4

چاکم چو در دل افتد سوزن چه سود و رشته

کین سوزد آن گدازد از آتش درونم

5

گر تارهای مویم بر تن شود سلاسل

نتوان کشید بیرون از ورطه جنونم

6

ناصح چراغ عیشم شد کشته از دم تو

تا کی به ترک خوبان بر سر دمی فسونم

7

می پرسیم که جامی با درد عشق چونی

من بی خودم چه دانم هم خود ببین که چونم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور