Toggle stanza 1
بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند
1

بی تو عاشق چو نظر در قدح لاله کند

زآب چشم و دم سردش قدح ژاله کند

2

کوهکن تیشه چو بر کوه زند آن چه صداست

آهن و سنگ ز درد دل او ناله کند

3

دیده دنبال تو دل نیز خدا را مپسند

که رقیبم ز سر کوی تو دنباله کند

4

مه توان خواند به آن خط رخ زیبای تو را

گر فلک گرد مه از عنبر تر هاله کند

5

آنچه با زنده دلی کرد چو خضر آب حیات

لعل جانبخش تو با مرده صدساله کند

6

عشق بی جلوه معشوق میسر نشود

عقل و دین کی برد آن وصف که دلاله کند

7

لاف هر ناخلف از جا نبرد جامی را

راه موسی نزد بانگ که گوساله کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور