غزل شمارهٔ 122

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اباست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
وادی عشق که جز تشنه در او نایاب است
1

وادی عشق که جز تشنه در او نایاب است

ریگش از خون دل تشنه لبان سیراب است

2

خواب مرگ است در آن وادی و بیدار دلی

شده در سایه هر خاربنش در خواب است

3

سربنه یا سر خود گیر که این وادی را

قوت زاغان همه از مغز اولوالالباب است

4

خارها خم شده بر خار مغیلان گویی

جذب جان را ز تن خسته دلان قلاب است

5

جمع خواهی دلت اسباب جهان تفرقه کن

تخم جمعیت دل تفرقه اسباب است

6

صوت ابواب فتوح است صدای نی و چنگ

کو مغنی که دلم طالب فتح الباب است

7

لب فرو بند ز بیگانه که از دور سماع

دور به هر که نه از دایره اصحاب است

8

منع جامی مکن از چاشنی شربت عشق

که مگس وار فرو رفته درین جلاب است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور