غزل شمارهٔ 332
Toggle stanza 1دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
11
دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود
وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود
22
با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان
آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود
33
بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست
من ز غیرت سوختم کان خانه پرسیدن چه بود
44
بر نشان پای او سازم بهانه سجده را
تا نگوید کس که رخ بر خاک مالیدن چه بود
55
گر نه آخر در دلش جا کرد قول مدعی
بی گناه از عاشق بیچاره رنجیدن چه بود
66
من نیاسودم ز ناله دوش وآن بدخو نگفت
شب همه شب بر سر این کوی نالیدن چه بود
77
جامی آخر زان جوان بازیچه طفلان شدی
خود بگو پیرانه سر این عشق ورزیدن چه بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

