Toggle stanza 1
ای به قصد ملک دل حسنت سپاه آراسته
1

ای به قصد ملک دل حسنت سپاه آراسته

وز لوای فتح زلفت اوج ماه آراسته

2

تا به فیروزی عنان تابی به جولانگاه ناز

مردم چشمم ز در و لعل راه آراسته

3

مجلس مستان به یاد آن دهان و لب خوش است

جز به نقل و می نگردد بزمگاه آراسته

4

ذکر طوبی کرده دل در وصف نخل قامتت

دسته گل را به شاخی از گیاه آراسته

5

هست بر فرق گدایانت کلاهی سبز چرخ

آفتاب از گوی زرین آن کلاه آراسته

6

بر خراب آباد دل آوازه لطفت گذشت

شهر ویران شد ز صیت عدل شاه آراسته

7

بهر سلطان خیالت جامی از لعل سرشک

در سواد چشم تر چتر سیاه آراسته

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور