شمارهٔ 15
Toggle stanza 1کردم توبه شکستیش روز نخست
کردم توبه شکستیش روز نخست
چون بشکستم به توبه ام خواندی چست
القصه زمام توبه ام در کف توست
یکدم نه شکسته اش گذاری نه درست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
من با کمر تو در میان کردم دست
پنداشتمش که در میان چیزی هست
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 5
چون نیست زِ هر چه هست جُز باد به دست
چون هست زِ هر چه هست نُقصان و شکست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هیچ است [107-101]رباعی 106
چون لاله به نوروز قَدَح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 122
اجزای پیالهای که درهم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 44
* گویند که دوزخی بُوَد عاشق و مست
قولیست خلاف، دل در آن نتوان بست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 87
چون آمدنم به من نَبُد روز نخست
وین رفتنِ بیمراد عَزمیست درست
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 94
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست
بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 22
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست
با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 27
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 28
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست
چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 29
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

