غزل شمارهٔ 431
Toggle stanza 1هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
11
هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
میوه ای پیش لبم چون ذقنت نیست لذیذ
22
نطق طوطی که به شکرشکنی مشهور است
با وجود لب شکر شکنت نیست لذیذ
33
می گزی لب عوض نقل به مستی آری
هیچ نقلی چو لب خویشتنت نیست لذیذ
44
یوسف عهد تویی ای گل و یعقوب منم
جز مرا رایحه پیرهنت نیست لذیذ
55
خانه از آینه شد بر تو گلستان زان رو
گشتن باغ و طواف چمنت نیست لذیذ
66
سرفرو کرده چو غنچه به گریبان خودی
زان شمیم گل و بوی سمنت نیست لذیذ
77
شور عشق است نمک خوان سخن جامی را
نمک افزای که طعم سخنت نیست لذیذ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

