Toggle stanza 1
به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد بار
1

به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد بار

رسیده سنگ جفایت بر آبگینه من

2

رسان به سینه من سینه را به رسم صفا

که پاک به دل همچون تویی ز کینه من

3

به عشوه گفت تو را سینه گرچه صاف آمد

گمان مبر که رسد در صفا به سینه من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور