غزل شمارهٔ 179
Toggle stanza 1به هر منزل که جانان من آنجاست
11
به هر منزل که جانان من آنجاست
تنم اینجا ولی جان من آنجاست
22
من ار دورم بحمدالله که باری
دل بی صبر و سامان من آنجاست
33
مرا گر نیست جا بر طرف بامش
خوشم کآواز افغان من آنجاست
44
در آن کشور مسلمانی مجویید
که شوخ نامسلمان من آنجاست
55
چه حاجت ماه تابان در دیاری
که خورشید درخشان من آنجاست
66
به تیغ آن مه دلم را می کند چاک
بهانه آنکه پیکان من آنجاست
77
مخوان جامی جز آنجا گفته خویش
که محبوب سخندان من آنجاست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

