Toggle stanza 1
ابر نیسان سایه بان بر طارم گردون زده ست
1

ابر نیسان سایه بان بر طارم گردون زده ست

لاله چتر لعل بر فرش زمردگون زده ست

2

شاهد رعناست لاله کرده گلگون پیرهن

یا دم قتل محبان دامن اندر خون زده ست

3

نی خطا گفتم ز زیر خاک بعد از مدتی

آتش داغ شهیدانش علم بیرون زده ست

4

کرده یاقوتی طبقها را ز زر ناب پر

گوییا ضحاک گل بر گنج افریدون زده ست

5

بر حریر نیلگون آب حیرانم که باد

صد هزاران آژده بی دست و سوزن چون زده ست

6

گرچه عکس سبزه در جو زنگ بر آیینه است

زنگ غم را صیقل از صد خاطر محزون زده ست

7

بهر تاب خور فکند امروز بر سرهای شاخ

شب شکوفه چادری کز قرص مه صابون زده ست

8

چون رسد بر لاله ژاله آیدم زان سنگ باد

کز تکلف لیلیش بر کاسه مجنون زده ست

9

گفته جامی بود سنجیده در میزان لطف

حاسد ار طعنی زده ست از طبع ناموزون زده ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور