غزل شمارهٔ 521
Toggle stanza 1هر شب از آتش رخسار تو سوزم چو چراغ
11
هر شب از آتش رخسار تو سوزم چو چراغ
رود از فکر سرزلف تو دودم به دماغ
22
سوزم از رشک چه سوزد کسی از داغ غمت
هر کس از داغ غمی سوزد و من از غم داغ
33
سایه بر عارض گلرنگ تو انداخته زلف
بر گل و لاله ز پر چتر سیه ساختمان زاغ
44
موسم گل در باغم چه گشایند به روی
غنچه ای نیست دل من که گشاید در باغ
55
چای برداشتم از دامن هر شغل که بود
تا به یاد تو نشستم پی زانوی فراغ
66
بوی پیراهنت از باد صبا می جستم
به گریبان گل و جیب سمن داد سراغ
77
جامی از نطق زبان بست چو نشناسد کس
نکته طوطی شکرشکن از کاغ کلاغ
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

