غزل شمارهٔ 632
Toggle stanza 1ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم
11
ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم
به جست و جوی تو در کوه و در شتابانیم
22
بماند راحله سعی ما خوش آن ساعت
که در حریم وصالت شتر بخوابانیم
33
چو ذره گرچه حقیریم رخ متاب از ما
که بر سپهر وفا آفتاب تابانیم
44
حواله دگران ساز رطل های گران
که ما ز ساغر لعلت تنک شرابانیم
55
به برج ما چو مه چارده شدی طالع
ز قدر و منزلت امشب فلک جنابانیم
66
شراب و نقل به ارباب بزم و عشرت ده
که ما به آتش حرمان جگرکبابانیم
77
حدیث روضه مکن جامی این نه بس ما را
که در سواد هری ساکن خیابانیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

