Toggle stanza 1
چند ای معلم هر روز تا شب
1

چند ای معلم هر روز تا شب

باشد غزالم محبوس مکتب

2

شد فرش دیبا از سبزه صحرا

ارسله معنا یرتع و یلعب

3

تعلیم و آداب او را چه حاجت

او خود ز آغاز آمد مؤدب

4

هر جا خرامد بهر دعایش

خیزد ز جانها فریاد یارب

5

در دور لعلش منع از شرابم

ای خواجه دور است از لطف مشرب

6

دی ترک عشقش مذهب گرفتم

چون دیدم آن رخ گشتم ز مذهب

7

جامی ازان لب همچون صراحی

دارد درونی از خون لبالب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور