غزل شمارهٔ 861

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اله

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خوشا می از کف آن ماه چارده ساله
1

خوشا می از کف آن ماه چارده ساله

که بهر نقل دهد بوسه ای ز دنباله

2

رسیده غره شوال و ماه روزه گذشت

بیار می که همین بود توبه را حاله

3

پیاله گیر و ز آلایش گناه مترس

که برد طاعت یک ماهه جرم یکساله

4

مراست آتش تب در جگر نمی دانم

تو را به گرد لب از بهر چیست تبخاله

5

به هوش باش که راه بسی مجرد زد

عروس دهر که مکاره ای ست محتاله

6

به لاف ناخلفان زمانه غره مشو

مرو چو سامری از ره به بانگ گوساله

7

چو دل به عشوه شاهد کشد تو را جامی

مکش ملال ز غنج و دلال دلاله

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور