غزل شمارهٔ 648
شاعر: جامی
Toggle stanza 1عاشقم بیچاره ام درمانده ام
11
عاشقم بیچاره ام درمانده ام
بی دل و بی دین ز دلبر مانده ام
22
عاشقی با خواب و خور ناید درست
لاجرم بی خواب و بی خور مانده ام
33
تا چو جام می ز دستم رفته ای
با دل پر خون چو ساغر مانده ام
44
روز و شب در انتظار مقدمت
چشم بر ره گوش بر در مانده ام
55
چون زدی تیغی مکن بس زانکه من
زنده بهر تیغی دیگر مانده ام
66
رفته ام در باغ وز شوق قدت
روی بر پای صنوبر مانده ام
77
جامی از من سجده طاعت مجوی
چون من اکنون پیش بت سرمانده ام
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

