غزل شمارهٔ 930

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی
1

به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی

خراسان غیرت چین شد ز ترکان سمرقندی

2

ز باران سرشک آرزومندان بحمدالله

که آمد در برومندی نهال آرزومندی

3

همایون موکب جانان رسید ای چرخ زنگاری

چرا این اطلس فیروزه در پایش نیفکندی

4

کله چون کج نهد ماه من ای خورشید می شاید

که پیش چاوشان خیلش از جوزا کمربندی

5

مگوییدم که شو خرسند چون دیدار او دیدی

مسلمانان نیاید راست با هم عشق و خرسندی

6

چو پاکانش پسندیدند یارب دامن پاکش

مبرا دار تا دامان حشر از هر چه نپسندی

7

پدروار این همه مهر و محبت تا به کی جامی

چو با ما در نمی آرند خوبان سر به فرزندی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور