Toggle stanza 1
می رسد باد صبا وز یار یادم می دهد
1

می رسد باد صبا وز یار یادم می دهد

زان خرامان سرو خوش رفتار یادم می دهد

2

شاهد گل می نماید از نقاب غنچه روی

نازکی آن گل رخسار یادم می دهد

3

می گشاید نرگس مخمور چشم از خواب ناز

شیوه آن نرگس بیمار یادم می دهد

4

می شود در پرده گل هر دم به رغم عندلیب

محنت محرومی دیدار یادم می دهد

5

سوی بستان می روم کز گریه آسایم دمی

باز ابر آن گریه های زار یادم می دهد

6

شعله زد آتش به دل وه این رفیق سنگدل

چند ازان شوخ فرامشکار یادم می دهد

7

عمر خود گویند جامی صرف کردی در سخن

چون کنم پیش وی این گفتار یادم می دهد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور