Toggle stanza 1
باز این خمار در سرم از چشم مست کیست
1

باز این خمار در سرم از چشم مست کیست

وین ناوکی که خست دلم را ز شست کیست

2

دل شد ز دست و باز نمی آید این صبا

آن مرغ آشیان وفا پای بست کیست

3

راحت شمر ز دوست دلا زخم تیغ را

تو تیغ را مبین بنگر کان ز دست کیست

4

عمری سرم فتاد در آن کوی و کس نگفت

کین سر چو خاک گشته درین راه پست کیست

5

در دل خیال دوست وطن ساخت بنگرید

کین خانه خراب مقام نشست کیست

6

آتشکده است سینه چو گویم که دل در او

از بخت تیره هندوی آتش پرست کیست

7

مست است جامی از غم عشق بتان ولی

کس پی نمی برد ز حریفان که مست کیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور