غزل شمارهٔ 900
Toggle stanza 1بازم طفیل خیل سگان نام برده ای
11
بازم طفیل خیل سگان نام برده ای
ای من سگ تو گرچه به ناکام بردهای
22
نگشاده دست بهر دعای تو من هنوز
بی موجبی چه دست به دشنام برده ای
33
می ران سمند ناز که در سرکشی گرو
از خنگ چرخ و توسن ایام برده ای
44
خودساز پست قدر رقیبان که نیست کس
کآرد فرو خری که تو بر بام برده ای
55
در لطف تن که هست دو ساعد بر آن گواه
دست از سمن بر آن گل اندام برده ای
66
ره داده ای به باغ جمالت نسیم را
از جعد خویش و جان من آرام برده ای
77
جامی سپاس لعل لبش گو که عمرها
فیض کرم ز رشحه آن جام برده ای
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

