Toggle stanza 1
بازم طفیل خیل سگان نام برده ای
1

بازم طفیل خیل سگان نام برده ای

ای من سگ تو گرچه به ناکام برده‌ای

2

نگشاده دست بهر دعای تو من هنوز

بی موجبی چه دست به دشنام برده ای

3

می ران سمند ناز که در سرکشی گرو

از خنگ چرخ و توسن ایام برده ای

4

خودساز پست قدر رقیبان که نیست کس

کآرد فرو خری که تو بر بام برده ای

5

در لطف تن که هست دو ساعد بر آن گواه

دست از سمن بر آن گل اندام برده ای

6

ره داده ای به باغ جمالت نسیم را

از جعد خویش و جان من آرام برده ای

7

جامی سپاس لعل لبش گو که عمرها

فیض کرم ز رشحه آن جام برده ای

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور