Toggle stanza 1
کرد تهمت حاسدی کز شهر یاران کهن
1

کرد تهمت حاسدی کز شهر یاران کهن

می رود جامی ز بس آزارهای نو به نو

2

بخردی گفتا چو نقد عمر خود یعنی سخن

می گذارد پیش ما هر جا که خواهد گو برو

3

چون ز کنجد روغن صافی تمام آمد برون

طبع گاوان است با کنجاره دل کردن گرو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور