Toggle stanza 1
ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم
1

ای دل ز دست برده به مشکین خط خودم

یکبار یاد کن به دو انگشت کاغذم

2

جمعیت من از تو مثنی شود اگر

روزی کنی عزیز به یک لفظ مفردم

3

گردم به سر چو خامه جهان را ز دست تو

گر خط دلکش تو نسازد مقیدم

4

تشدیدوار اگر چه نهی اره ام به فرق

یابی در اتحاد چو حرف مشددم

5

شستم کتاب عشق به تدبیر عقل و باز

خط تو می برد به سر درس ابجدم

6

دل از ره خیال زند نقب اگر چه بخت

دیوار کرد سوی تو راه شد آمدم

7

جامی به عیش کوش که این شیوه قدیم

تجدید یافت از سخنان مجددم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور