Toggle stanza 1
منم که تاج سر چرخ خاک پای من است
1

منم که تاج سر چرخ خاک پای من است

چو ذره رقص کنان مهر در هوای من است

2

قطار روز و شب افتاده سایه و نوری

ز اوج کنگره کاخ کبریای من است

3

به آفتاب کجا سر درآورم که چو او

هزار خشت زر افتاده در فضای من است

4

ز ماه کاسه به کف هر شب از شهاب عصا

فلک طواف کنان گرد در گدای من است

5

نه شب به ماه بود حاجت و نه روز به مهر

چنین که روی زمین روشن از ضیای من است

6

ز یمن بزم شه و ساقیان حور نژاد

حریم روضه رضوان حرمسرای من است

7

کند نزول ز من هر زمان به جای دگر

چه لطف ها که ز هر منزلش به جای من است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور