جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 16بخش 16شاعر: جامیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامنقل کریںسه کار از سه گروه زشت آید: تندی از پادشاه و حرص بر مال از دانایان و بخل از توانگران.نقل کریںاین سه کار است کش نگارد زشتاز سه کس خامه نگارندهنقل کریںتندی خوی پادشاه قویحرص دانا و بخل دارنده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماسکندر یکی از کارداران را از عملی شریف عزل کرد و عملی خسیس به وی داد روزی آن مرد بر اسکندر درآمد، گفت: چگونه می بینی عمل خویش را؟گفت: زندگانی پادشاه دراز باد! نه مرد به عمل بزرگ و شریف گردد بلکه عمل به مرد بزرگ و شریف شود، در هر عملی که هست نیکو سیرتی می باید و داد و انصاف اسکندر را خوش آمد، عمل وی را به وی باز داد.جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 15اگلی نظمحکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کندجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 17◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماسکندر یکی از کارداران را از عملی شریف عزل کرد و عملی خسیس به وی داد روزی آن مرد بر اسکندر درآمد، گفت: چگونه می بینی عمل خویش را؟گفت: زندگانی پادشاه دراز باد! نه مرد به عمل بزرگ و شریف گردد بلکه عمل به مرد بزرگ و شریف شود، در هر عملی که هست نیکو سیرتی می باید و داد و انصاف اسکندر را خوش آمد، عمل وی را به وی باز داد.جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 15
اگلی نظمحکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کندجامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 17