بخش 17
شاعر: جامی
صداکار: فاطمه زندی
حکیمان گفته اند که همچنان که به عدل جهان آبادان گردد به جور ویران شود عدل از ناحیت خویش به هزار فرسنگ روشنایی بخشد و جور از جای خود به هزار فرسنگ تاریکی دهد.
به عدل کوش که چون صبح آن طلوع کند
فروغ آن برود تا هزار فرسنگی
ظلام ظلم چو ظاهر شود برآرد پر
جهان ز تیرگی و تلخ عیشی و تنگی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شاه از بهر دفع ستمکاران است و شحنه برای خونخواران و قاضی مصلحت جوی طراران. هرگز دو خصم به حق راضی پیش قاضی نروند.
چو حق معاینه دانی که می بباید داد
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 104
مرا شهابی گر هجو کرد صد خروار
نیافت خواهد پاسخ ز لفظ من تنگی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 191 - در هجای شهابی
گذشت عمر و تو مست شراب گلرنگی
دمید صبح و تو چون سبزه در ته سنگی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6870

