صفحۂ اول
شعرا
لغات
دیگر صفحات
ہمارے بارے میں
رابطہ
فارسی شاعری
Persian Poetry
Urdu Poetry
فارسی شاعری
اردو شاعری
جامی
»
هفت اورنگ
»
یوسف و زلیخا
باب
یوسف و زلیخا
Yusuf va Zulaykha
نظمیں
یوسف و زلیخا
زندہ رود
»
جامی
»
هفت اورنگ
»
یوسف و زلیخا
آغاز
اختتام
+
اردو ترجمہ
+
انگریزی ترجمہ
+
آڈیو
بخش 1
–
آغاز
13 اشعار
بخش 2
–
افتتاح نامه به نام یگانه ای که چشمه روشن مهر از دریای نوالش یک نم است و دفتر ملون سپهر از آیات کمالش یک رقم
28 اشعار
بخش 3
–
ترتیب دلایل هستی واجب تعالی نمودن و ترغیب به تامل در آن فرمودن
28 اشعار
بخش 4
–
دست برداشتن به مناجات به دستیاری ارباب حاجات
13 اشعار
بخش 5
–
تخصیص مناجات به ناظم بی دستیاری مشارک و مساهم
27 اشعار
بخش 6
–
نعت خواجه ای که خاتم ختمیت در انگشت داشت و مهر خاتمیت بر پشت علیه من الصلوات افضل ها و من التحیات اکمل ها
35 اشعار
بخش 7
–
در معراج وی که از آفتاب رفیع الدرجات ذوالعرش سایه ایست و از معارج قدر آن از ذروه عرش تا حضیض فرش پایه ای
57 اشعار
بخش 8
–
لباس ضراعت پوشیدن و در اقتباس نور شفاعت کوشیدن
32 اشعار
بخش 9
–
در تبرک جستن به ذکر خواجه که به مقتضای عند ذکرالصالحین تنزل الرحمة ذکر او سرمایه استنزال رحمت نور شهود است و پیرایه استخلاص از رحمت ظهور وجود
35 اشعار
بخش 10
–
در تمدح سلطانی که به موجب مدح السلطان یستنزل الامان مدحت او طیب زندگانی را ضمان است و مادح او از فوت امانی در امان
38 اشعار
بخش 11
–
در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست
38 اشعار
بخش 12
–
نخل بیان فضیلت عشق بستن و شاخچه آغاز سبب نظم کتاب به آن پیوستن
34 اشعار
بخش 13
–
دسته گل از چمن فضایل سخن چیدن و رشته اتمام سبب کتاب بر آن پیچیدن
41 اشعار
بخش 14
–
داستان شمع جمال یوسفی در شبستان غیب افروختن و پروانه دل آدم را به مشاهده فروغ آن سوختن
32 اشعار
بخش 15
–
نهال جمال یوسفی را از بهارستان غیب به باغستان شهادت آوردن و به آب دیده یعقوب و هوای دل زلیخا پروردن
64 اشعار
بخش 16
–
در صفت و نسب زلیخا که مغرب از طلوع آفتاب جمالش مشرق گشته بود بلکه به هزار درجه از آن گذشته
79 اشعار
بخش 17
–
در نیام منام دیدن زلیخا نوبت اول تیغ آفتاب جمال یوسف را علیه السلام و کشته عشق شدن وی به آن تیغ نهفته در نیام
48 اشعار
بخش 18
–
وزیدن نسیم سحری بر زلیخا و نرگس خوابناکش را گشادن و از خیال شبانه غنچه وار خون به دل فرو خوردن و مهر بر لب نهادن
45 اشعار
بخش 19
–
از مشاهده تغییر حال زلیخا گره تحیر به رشته تفکر کنیزان افتادن و دایه بر سر انگشت استفسار گره را از آن رشته گشادن
80 اشعار
بخش 20
–
خواب دیدن زلیخا یوسف را علیه السلام نوبت دوم و سلسله عشق وی جنبیدن و وی را در ورطه جنون کشیدن
74 اشعار
بخش 21
–
به خواب آمدن یوسف علیه السلام زلیخا را نوبت سیم و نام و مقام وی دانستن و به عقل و هوش باز آمدن
53 اشعار
بخش 22
–
آمدن رسولان پادشاهان اطراف غیر از مصر به خواستگاری زلیخا و تنگدل گشتن وی از نومیدی آن
55 اشعار
بخش 23
–
فرستادن پدر زلیخا قاصدی به سوی عزیز مصر و عرض کردن زلیخا بر وی و قبول کردن وی آن را
59 اشعار
بخش 24
–
نسیم قبول از جانب مصر وزیدن و محمل زلیخا را چون عماری گل به مصر کشیدن
56 اشعار
بخش 25
–
خبر یافتن عزیز مصر از مقدم زلیخا و به عزیمت استقبال برخاستن و لشکریان مصر را به تجمل تمام آراستن
30 اشعار
بخش 26
–
دیدن زلیخا عزیز مصر را از شکاف خیمه و فریاد برداشتن که این نه آن کس است که من در خواب دیده ام و سالها محنت محبتش کشیده ام
53 اشعار
بخش 27
–
درآمدن زلیخا همراه عزیز مصر به مصر و بیرون آمدن مصریان و طبق های نثار بر عماری زلیخا افشاندن
55 اشعار
بخش 28
–
عمر گذرانیدن زلیخا در مفارقت یوسف علیه السلام و تلهف و تأسف وی بر آن مدی اللیالی و الایام
80 اشعار
بخش 29
–
آغاز حسد بردن اخوان و دور انداختن یوسف را علیه السلام از کنعان
27 اشعار
بخش 30
–
خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان
39 اشعار
بخش 31
–
مشورت کردن برادران با یکدیگر که چه حیله سازند که یوسف را از پیش پدر دور سازند
30 اشعار
بخش 32
–
رفتن برادران پیش پدر و درخواست کردن که یوسف را علیه السلام همراه خود به صحرا برند
33 اشعار
بخش 33
–
بردن برادران یوسف را از پیش پدر و در راه هدایت خود چاه ضلالت کندن و وی را بی هیچ جنایت در چاه افکندن
69 اشعار
بخش 34
–
رسید کاروان به سر چاه و یوسف را بیرون آوردن و یک بار دیگر عالم را به آفتاب جمال وی روشن کردند
42 اشعار
بخش 35
–
رسانیدن مالک یوسف را علیه السلام به حوالی مصر و خبر یافتن پادشاه از آن و عزیز را به استقبال ایشان فرستادن
30 اشعار
بخش 36
–
به آب نیل درآمدن یوسف علیه السلام و غبار سفر از خود شستن و به قصد بارگاه پادشاه مصر در هودج نشستن
40 اشعار
بخش 37
–
رسدن زلیخا به درگاه پادشاه و سبب ازدحام پرسیدن و جمال یوسف را علیه السلام دیدن و وی را شناختن
38 اشعار
بخش 38
–
به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدند
55 اشعار
بخش 39
–
داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسید
90 اشعار
بخش 40
–
تربیت کردن زلیخا یوسف را علیه السلام و خدمتگاری نمودن وی مر او را به آنچه دسترس وی بود
46 اشعار
بخش 41
–
شرح دادن یوسف علیه السلام قصه محنت راه و زحمت چاه را و آگاه شدن زلیخا از آنکه اندوهی که آن روز داشته است به سبب آن بوده است
37 اشعار
بخش 42
–
تمنا کردن یوسف علیه السلام شبانی را به حکم آنکه هیچ پیغمبری نبوده است که شبانی نکرده است و مهیا ساختن زلیخا اسباب شبانی وی را
30 اشعار
بخش 43
–
مطالبه کردن زلیخا وصال یوسف را علیه السلام و استغنا نمودن یوسف از وی
45 اشعار
بخش 44
–
پرسیدن دایه از زلیخا سبب گداختن و سوختن وی را در مشاهده شمع جمال یوسف علیه السلام
35 اشعار
بخش 45
–
فرستادن زلیخا دایه را به نزدیک یوسف علیه السلام و مطالبه مقصود کردن و ابا نمودن وی از آن
45 اشعار
بخش 46
–
رفتن زلیخا به خود پیش یوسف علیه السلام و تضرع نمودن و عذر گفتن یوسف علیه السلام از تحصیل مراد وی
56 اشعار
بخش 47
–
فرستادن زلیخا یوسف را علیه السلام به جانب باغ و تهیه اسباب وی کردن
57 اشعار
بخش 48
–
رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نماید
56 اشعار
بخش 49
–
تضرع نمودن زلیخا پیش دایه و التماس حیله ای که سبب مواصلت یوسف گردد علیه السلام کردن
44 اشعار
بخش 50
–
عمارت کردن دایه خانه ای که در وی تصویر جمال یوسف و زلیخا کردند
42 اشعار
1
2
اگلا صفحہ