بخش 38 - نصیحتی منجی از فضیحت و ملامت مفضی به سلامت
Toggle stanza 1بشنو ای خواجه این حکایت را
11
بشنو ای خواجه این حکایت را
بنگر این دانش و درایت را
22
تو هم آخر ز جنس آدمیی
با ملک در مقام محرمیی
33
گر قلم می زنی بدینسان زن
گوهر مکرمت ازین کان کن
44
ور نه بفکن قلم که از مشتت
باد با او فکنده انگشتت
55
روی نرم و دل درشت که چه
با درفش زمانه مشت که چه
66
چند بر جاه و مال لرزیدن
چند وزر و وبال ورزیدن
77
قصه ظالمان که بشنیدی
کیفر ظلم ها که خود دیدی
88
هیچ ازان اعتبار نگرفتی
ترک این کار و بار نگرفتی
99
پیش ازان دم که همچو سگ میری
در ره ظلم تیز تگ میری
1010
آدمی گرد و از سگی باز آی
با صفات فرشته دمساز آی
1111
ور نه ترسم که عالم گذران
با تو هم آن کند که با دگران
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

