بخش 120 - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزند

Toggle stanza 1
ای ز تو اهل نظر تیز بصر
1

ای ز تو اهل نظر تیز بصر

کارت از قاعده عدل بدر

2

غایت کار تو نتوان دانست

کنه اسرار تو نتوان دانست

3

بس که پختیم درین نکته هوس

اینقدر شد ز تو دانسته و بس

4

کانچه آید ز درت در همه باب

عین حکمت بود و محض صواب

5

وجه آن لیک معین نشود

جز به تعیین تو روشن نشود

6

پایه تیره دلان پست ز توست

هر کجا روشنیی هست ز توست

7

روشنی بخش دل جامی را

گل نشان آب و گل جامی را

8

زان دلش شمع منور گردان

زین دمش غالیه پرور گردان

9

تا ازان نور هدایت ریزد

یا ازین عطر عنایت بیزد

10

بر حریفان پسندیده خویش

خاصه بر مردمک دیده خویش

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور