بخش 10 - در کلمه عدل، عین که چون چشم بر سر آمده است مفتوح است و دال که چون دل در درون قرار گرفته ساکن یعنی باید که صاحب عدل را علی الدوام چشم بصر و بصیرت به حال رعایا مفتوح بود و اغماض از آن جایز نه و دل او از تظلم مظلومان در مرکز عدل آرمیده و جنبش و اضطراب در آن ممکن نه
Toggle stanza 1شاه باید که چشم باز بود
11
شاه باید که چشم باز بود
بر بد و نیک سرفراز بود
22
چشم او باز باشد از چپ و راست
تا ز عالم برون برد کم و کاست
33
هر که بیند که او نه راسترو است
دل و جانش به کجروی گرو است
44
همچو تیر کجش بیندازد
کیش خود را ازو بپردازد
55
نه که همچون کمان کشد سوی خویش
سازدش جایگه به پهلوی خویش
66
باید او را دلی ز حلم چو کوه
کش نگیرد ز دادخواه ستوه
77
دادخواهی اگر ز تنگدلی
نسبت او کند به سنگدلی
88
نشود از حدیث او بی سنگ
وز جفا گوییش بلند آهنگ
99
ور جهد از زبان او شرری
که چو آتش کند در او اثری
1010
گو درون را چو آب صافی کن
وآتشش را به آن تلافی کن
1111
ور نریزد بر آتش او آب
زان افتد روز حشر در تب و تاب
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

