بخش 105 - مناجات در انتقال از طلاقت وجه به تودد و تالف
Toggle stanza 1ای غمت شادی دولتمندان
11
ای غمت شادی دولتمندان
لب امید به یادت خندان
22
باد یک شمه ز لطفت گفته
باغ را غنچه دل بشکفته
33
می گشایی به سر انگشت کرم
از جبین ها گره غصه و غم
44
بستن از توست و گشادن از تو
خاستن از تو فتادن از تو
55
تا در خلق نبندی بر ما
فتح بابی نپسندی بر ما
66
جامی اکنون ز خود و خلق نفور
خواهد از تو شرف فر حضور
77
تیز بین ساز بدانسان بصرش
که تو باشی همه جا در نظرش
88
هیچ چیزش ز تو مانع نشود
جز به دیدار تو قانع نشود
99
همه جا از همه رو در همه کس
جلوه نور تو را بیند و بس
1010
نفرت او ز همه کم گردد
الفتش با همه محکم گردد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

