بخش 2 - فی وجوده سبحانه و تعالی
Toggle stanza 1هر که را عقل خرده بین باشد
11
هر که را عقل خرده بین باشد
پیش وی این سخن یقین باشد
22
کاسمان و زمین و هر چه در او
باشد از جسم و جان چه کهنه چه نو
33
نیست آن را ز صانعی چاره
که بود فیض بخش همواره
44
خانه بی صنع خانه ساز که دید
نقش بی دست خامه زن که شنید
55
هر چه آورده سوی هستی پی
یافته هستی و بقا از وی
66
نه عرض ذات او و نی جوهر
هر چه بندی خیال ازان برتر
77
همه محتاج او نشیب و فراز
و او مبرا ز احتیاج و نیاز
88
اول او بود و کاینات نبود
یافت زو جمله کاینات وجود
99
آخر او ماند و نماند کس
کنه او را جز او نداند کس
1010
از همه در صفات و ذات جدا
لیس شی ء کمثله ابدا
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

