بخش 111 - مناجات در تقریب نصایح انگیختن
Toggle stanza 1ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
11
ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
شتران فلک از ذوق تو مست
22
بیم آنست که این هفت و چهار
بگسلانند ز مهر تو مهار
33
در بیابان غمت روی نهند
جان شیرین به تک و پوی دهند
44
ای خوش آن رهرو از خود رسته
رقص دایم ز تو در پیوسته
55
زیر پایش چو کند پای ز سر
نشتر خار بود سبزه تر
66
خارج از دایره صلح و نزاع
کرده سر پی سپر راه سماع
77
ساز خاک قدمش جامی را
ببر از وی به دمش خامی را
88
جرعه جام فنایش بچشان
بر سر خوان وفایش بنشان
99
قید تقلید ز جانش بگشای
رشح حکمت ز زبانش بگشای
1010
به نصیحت نفسش دار روان
باز کن گوش نصیحت شنوان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

