Toggle stanza 1
گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط
1

گرد عذار یار من تا بنوشت گرد خط

ماه ز حسن روی او راست فتاد در غلط

2

از هوس لبش که آن ز آب حیات خوشتر است

گشته روان ز دیدام چشمه آب همچو شط

3

گر به غلامی خودم شاه قبول می کند

تا به مبارکی دهم بنده به بندگیش خط

4

گر به هوات می دهم گر مثال جان ودل

گاه به آب می کشم آتش عشق تو چو بط

5

آب حیات حافظا گشته خجل ز طبع تو

کس به هوای عشق او شعر نگفت از این نمط

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور