غزل شمارهٔ 296

شاعر: حافظ

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: ف

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
1
طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
گر بکِشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف
2
طرْفِ کرَم ز کَس نبست، این دلِ پُر امیدِ من
گر چه سخن همی بَرَد، قصهٔ من به هر طرف
3
از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد
وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف
4
ابرویِ دوست کِی شود، دست‌کشِ خیالِ من؟
کس نزده‌ست از این کمان، تیرِ مراد بر هدف
5
چند به ناز پرورم، مِهرِ بُتانِ سنگ‌دل
یادِ پدر نمی‌کنند، این پسرانِ ناخلف
6
من به خیالِ زاهدی، گوشه‌نشین و طُرفه آنک
مُغْبَچه‌ای ز هر طرف، می‌زندم به چنگ و دف
7
بی‌خبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل
مستِ ریاست، محتسب، باده بده و لاتَخَف
8
صوفی شهر بین که چون، لقمهٔ شُبهه می‌خورد
پاردُمَش دراز باد، آن حَیَوانِ خوش علف
9
حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور