غزل شمارهٔ 440

شاعر: حافظ

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
1
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»
2
دعای صبح و آهِ شب، کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو، که با دلدار پیوندی
3
قلم را آن زبان نَبوَد، که سرِّ عشق گوید باز
ورای حدّ تقریر است، شرح آرزومندی
4
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور!
پدر را باز پرس آخر، کجا شد مِهرِ فرزندی؟
5
جهان، پیر رعنا را، ترحّم در جِبِلَّت نیست
ز مِهر او چه می‌پرسی؟ در او همّت چه می‌بندی؟
6
همایی چون تو عالی‌قدر، حرص استخوان تا کی؟
دریغ آن سایهٔ همّت، که بر نااهل افکندی
7
در این بازار اگر سودی‌ست، با درویش خرسند است
خدایا منعَمم گردان به درویشی و خرسندی
8
به شعر حافظِ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه‌چشمان کشمیری و تُرکان سمرقندی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور