غزل شمارهٔ 369
Toggle stanza 1ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
11
ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
22
تا درختِ دوستی بَر کِی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
33
گفتوگو آیینِ درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
44
شیوهٔ چَشمت فریبِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
55
گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروز
ما دَمِ همت بر او بگماشتیم
66
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم
77
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم

