بخش 7
Toggle stanza 1یکی خویش کاموس بد ساوه نام
11
یکی خویش کاموس بد ساوه نام
سرافراز و هر جای گسترده کام
22
بیامد بپیش تهمتن بجنگ
یکی تیغ هندی گرفته بچنگ
33
بگردید گرد چپ و دست راست
ز رستم همی کین کاموس خواست
44
برستم چنین گفت کای ژنده پیل
ببینی کنون موج دریای نیل
55
بخواهم کنون کین کاموس خوار
اگر باشدم زین سپس کارزار
66
چو گفتار ساوه برستم رسید
بزد دست و گرز گران برکشید
77
بزد بر سرش گرز را پیلتن
که جانش برون شد بزاری ز تن
88
برآورد و زد بر سر و مغفرش
ندیدست گفتی تنش را سرش
99
بیفگند و رخش از بر او براند
ز ساوه بگیتی نشانی نماند
1010
درفش کشانی نگونسار کرد
و زو جان لشکر پرآزار کرد
1111
نبد نیز کس پیش او پایدار
همه خاک مغز سر آورد بار
1212
پس از میمنه شد سوی میسره
غمی گشت لشکر همه یکسره
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

