Toggle stanza 1
چو بهرام برگشت با طوس گفت
1

چو بهرام برگشت با طوس گفت

که با جان پاکت خرد باد جفت

2

بدان کان فرودست فرزند شاه

سیاوش که شد کشته بر بی گناه

3

نمود آن نشانی که اندر نژاد

ز کاوس دارند و ز کیقباد

4

ترا شاه کیخسرو اندرز کرد

که گرد فرود سیاوش مگرد

5

چنین داد پاسخ ستمکاره طوس

که من دارم این لشکر و بوق و کوس

6

ترا گفتم او را بنزد من آر

سخن هیچگونه مکن خواستار

7

گر او شهریارست پس من کیم

برین کوه گوید ز بهر چیم

8

یکی ترک‌زاده چو زاغ سیاه

برین گونه بگرفت راه سپاه

9

نبینم ز خودکامه گودرزیان

مگر آنک دارد سپه را زیان

10

بترسیدی از بی‌هنر یک سوار

نه شیر ژیان بود بر کوهسار

11

سپه دید و برگشت سوی فریب

بخیره سپردی فراز و نشیب

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور