پادشاهی آزرم دخت
Toggle stanza 1یکی دخت دیگر بد آزرم نام
11
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
22
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان را به دست
33
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
44
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
55
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
66
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
77
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
88
همیبود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
99
از آزرم گیتی بیآزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
1010
شد اونیز و آن تخت بیشاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
1111
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

