بخش 11 - اندر ابتدای کتاب

Toggle stanza 1
صاحبا، راز اندرون ز نهفت
1

صاحبا، راز اندرون ز نهفت

تا نپرسی ز من، نخواهم گفت

2

بنده را خاطری است ناخرسند

عاشق هجر یار، لیک به بند

3

که پسندد چو من هنرمندی

لب ببسته، اسیر دربندی؟

4

بنده را شاعری نپنداری

زین گدایان خام نشماری

5

چون در گنج دوست وا کردند

به من این شیوه را عطا کردند

6

روز و شب درد درد می‌نوشم

در خروشم، اگر چه خاموشم

7

از تلطف به من نما گل را

در حدیث اندر آر بلبل را

8

تا نوایی ز عشق آغازم

وین چنین تحفه‌ها بپردازم

9

کلماتی است از مخارج اصل

اندرو هست مندرج ده فصل

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور