بخش 3 - مثنوی
Toggle stanza 1چون بدید این غزل بدین سان خوب
11
چون بدید این غزل بدین سان خوب
ملتفت شد به طالب آن مطلوب
22
دست یازید و بر گرفت و بخواند
در بد و نیک این سخن میراند
33
چون به آخر رسید خوش بگریست
گفت: بیچاره این عراقی کیست؟
44
گفتم: ای جان جان، من مسکین
در بیابان عشق گفتهام این
55
گفت: آنگه شود مرا باور
که بدین قافیت یکی دیگر
66
بر بدیهه بگویی اندر حال
باشد این در فراق و آن ز وصال
77
آن غزل در فراق جانان بود
وین یکی در وصال باید زود
88
گفتم: ای مایهٔ سخن گفتن
از تو بنوشتن و ز من گفتن
99
گفت: کو کاغذ و دوات و قلم؟
دادمش: تا نوشت این غزلم:
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

