Toggle stanza 1
جنت قرب جای ایشان است
1

جنت قرب جای ایشان است

نور رضوان صفای ایشان است

2

جان من در هوای ایشان است

تن من خاک پای ایشان است

3

عقل کل هست گنگ و لایعقل

هر کجا ماجرای ایشان است

4

آفتابی، که عرش ذرهٔ اوست

مطلعش بر سمای ایشان است

5

به ازل، چون قبول یافته‌اند

ابد اندر بقای ایشان است

6

همه در عشق خود فنا طلبند

که بقا در فنای ایشان است

7

حلم و ترک و حیا نشانهٔ‌شان

علم و تقوی لوای ایشان است

8

از جناب خدای در دو جهان

این مراتب برای ایشان است

9

این مراتب به ذات ایشان نیست

کین کرم از خدای ایشان است

10

هرچه اندر جهان عراقی یافت

اثری از عطای ایشان است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور