بخش 2 - غزل
Toggle stanza 1جنت قرب جای ایشان است
11
جنت قرب جای ایشان است
نور رضوان صفای ایشان است
22
جان من در هوای ایشان است
تن من خاک پای ایشان است
33
عقل کل هست گنگ و لایعقل
هر کجا ماجرای ایشان است
44
آفتابی، که عرش ذرهٔ اوست
مطلعش بر سمای ایشان است
55
به ازل، چون قبول یافتهاند
ابد اندر بقای ایشان است
66
همه در عشق خود فنا طلبند
که بقا در فنای ایشان است
77
حلم و ترک و حیا نشانهٔشان
علم و تقوی لوای ایشان است
88
از جناب خدای در دو جهان
این مراتب برای ایشان است
99
این مراتب به ذات ایشان نیست
کین کرم از خدای ایشان است
1010
هرچه اندر جهان عراقی یافت
اثری از عطای ایشان است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

