Toggle stanza 1
تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
1

تحیر آینهٔ عالم مثال خودم

بهانه گردش رنگست و پایمال خودم

2

به داغ می‌رسد آهنگ زخم من چو هلال

هنوز جادهٔ سر منزل کمال خودم

3

به هر چه می‌نگرم آرزو تقاضا نیست

چو احتیاج سراپا لب سوال خودم

4

ز چینی آفت بی‌آبی‌ام مشو ای حرص

که من طراوت لب خشکی سفال خودم

5

غبار دامن هر موج نیست قطرهٔ من

چو اشک در گره صافی زلال خودم

6

رسیده ضعف بجایی ‌که همچو شمع خموش

شکست رنگ نهان ‌کرد زیر بال خودم

7

بهار نازم و کس محرم تماشا نیست

به صد خیال یقین شد که من خیال خودم

8

وداع ساز نموده‌ست ضعف پیکر من

خم اشارتی از ابروی هلال خودم

9

به حیرت آینه‌ام بی‌نیاز هستی بود

تو جلوه ‌کردی و نگذاشتی به حال خودم

10

درین المکده بیدل چه مجلس آرایی‌ست

چو شمع سوخت عرقهای انفعال خودم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور