غزل شمارهٔ 2112
Toggle stanza 1تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
11
تحیر آینهٔ عالم مثال خودم
بهانه گردش رنگست و پایمال خودم
22
به داغ میرسد آهنگ زخم من چو هلال
هنوز جادهٔ سر منزل کمال خودم
33
به هر چه مینگرم آرزو تقاضا نیست
چو احتیاج سراپا لب سوال خودم
44
ز چینی آفت بیآبیام مشو ای حرص
که من طراوت لب خشکی سفال خودم
55
غبار دامن هر موج نیست قطرهٔ من
چو اشک در گره صافی زلال خودم
66
رسیده ضعف بجایی که همچو شمع خموش
شکست رنگ نهان کرد زیر بال خودم
77
بهار نازم و کس محرم تماشا نیست
به صد خیال یقین شد که من خیال خودم
88
وداع ساز نمودهست ضعف پیکر من
خم اشارتی از ابروی هلال خودم
99
به حیرت آینهام بینیاز هستی بود
تو جلوه کردی و نگذاشتی به حال خودم
1010
درین المکده بیدل چه مجلس آراییست
چو شمع سوخت عرقهای انفعال خودم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

