غزل شمارهٔ 1637
Toggle stanza 1ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
11
ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
سعی نفس آب شد سوی عرق رو کنید
22
آینهدار حضور غیب پرستد چرا
حاصل تحقیق چیست گر من و ما او کنید
33
مخمل و دیبا همه باب مساس هواست
نقش نی بوریا زینت پهلو کنید
44
صنعت پرگار عشق حیف بود ناتمام
سر به هوا میدود توأم زانو کنید
55
جهد کماندار وهم صید تسلی نکرد
رم همه وقتش رم است دشت و درآهوکنید
66
پیش غرور فلک عجز بشر روشن است
مرد کمان نیستید نوحه به بازو کنید
77
گردن تسلیم عشق خط امان است و بس
بر دم تیغ قضا تکیه به این مو کنید
88
عالم یکتاییاش مغرض تمثال نیست
ششجهت آیینه است آینه یکسوکنید
99
از چمنی میرسیم باخته رنگ نگاه
گز سر سیر گلیست حیرت ما بو کنید
1010
ماه ز وضع هلال یافت عروج کمال
بوی جبین بردهاید پیشهٔ ابرو کنید
1111
ذره موهوم را شرم نسنجد به هیچ
بیدل ما را همین سنگ ترازو کنید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

