Toggle stanza 1
هما سراغم و زیر فلک مگس هم نیست
1

هما سراغم و زیر فلک مگس هم نیست

چه جای کس که درین خانه هیچکس هم نیست

2

به‌وهم‌، خون‌مشو ای دل‌که مطلبت عنقاست

به ‌عالمی ‌که توان ‌سوخت مشت خس هم ‌نیست

3

ز بیقراری مرغ اسیر دانستم

که جای یک نفس آرام در قفس هم نیست

4

به بی‌نیازی ما اعتماد نتوان کرد

به دل هوایی اگر نیست دسترس هم نیست

5

فساد ما اثر ایجاد حکم‌.تهدید است

اگر ز دزد نیابی نشان عسس هم نیست

6

ز خویش رفتن ما ناله‌ای به بار نداشت

فغان‌که قافلهٔ عجزرا جرس هم نیست

7

گذشته است ز هم‌گرد کاروان وجود

کسی که پیش نیفتاده است پس هم نیست

8

شرار من به چه امید فال شعله زند

که دامنم ته سنگ آمد و نفس هم نیست

9

به درد بیکسیم خون شو، ای پر پرواز

کز آشیان به درم کردی و قفس هم نیست

10

بدین دو روزه تماشای زندگی بیدل

کدام شوق و چه عشق اینقدر هوس هم نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور