غزل شمارهٔ 1165
Toggle stanza 1تا گرد ما به اوج ثریا نمیرسد
11
تا گرد ما به اوج ثریا نمیرسد
سعی طلب به آبلهٔ پا نمیرسد
22
توفان نالهایم و تحیر همان بجاست
آیینه جوهرت به دل ما نمیرسد
33
عشق ازگداز رنگ هوس آب دادن است
بیخس نهال شعله به بالا نمیرسد
44
گر فقر و گر غنا مگذر از حضور شوق
این یک نفس خیال به صد جا نمیرسد
55
عبرت نگاه عالم انجام شمع باش
هرجا سریست جز به ته پا نمیرسد
66
پی خون شدن سراغدلت سخت مشکل است
انگور می نگشته به مینا نمیرسد
77
عرفان نصیب زاهد جنتپرست نیست
این جوی خشکمغز به دریا نمیرسد
88
از باده مگذرید که این یک دو لحظه عمر
تا انفعال توبهٔ بیجا نمیرسد
99
دیوانگان هزارگریبان دریدهاند
دست هوس به دامن صحرا نمیرسد
1010
بیدل غریب ملک شناسایی خودیم
جزماکسی به بیکسی ما نمیرسد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

